امام آمد
- حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشکر از آنها خداحافظی کردند.
- امام خمینی پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند. این در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود.
- با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اکبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلین با خواندن سرود «خمینی ای امام»، اشکهای مشتاقان را بر گونههایشان جاری کردند.
- حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر میکنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمیتوانم جبران کنم. ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشههای فساد ترغیب کردند. ایشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.
- حضرت امام در اولین سخنرانی خود در میان انبوه مستقبلین مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست دادهاند میافتد، سنگینیای در دوشم پیدا میشود که نمیتوانم تاب بیاورم. محمدرضا پهلوی فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد و قبرستانهای ما را آباد. ایشان اضافه کردند: من دولت تعیین میکنم، من توی دهن دولت میزنم ... من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین میکنم. من به ارتش یک نصیحت میکنم و یک تشکر ..... [ما] میخواهیم ارتش مستقل باشد. آقای ارتشبد شما نمیخواهید؟ آقای سرلشکر شما نمیخواهید مستقل باشید؟ و اما تشکر میکنم از قشرهایی که متصل شدند به ملت.
- با وجود سرمای زمستان، دیشب هزاران مشتاق زیارت حضرت امام، در مسیر حرکت ایشان خوابیدند.
- شهرهای کشور در شادی ورود امام، غرق نور و گل و فریاد بود.

امام آمد...
در وصف شهید مصطفی احمدی روشن
امشب
از داغی دوباره چشم تهران روشن است
یوسفی
رفته است ،آری وضع کنعان، روشن است
گرچه
در بزم حماسه ، هیچ جای گریه نیست
در
هجوم شعله ها، تکلیف باران، روشن است
باز
شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
این
شبستان کهن ، با نورایمان روشن است
کی
میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان
ما که با خون شهیدان ،روشن است
مصطفی
هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
مردهای
مرد را آغاز و پایان ، روشن است

اقتصاد مقاومتی
امام خامنه ای:
این كه ما عرض كردیم
«اقتصاد مقاومتی» این یك شعار نیست؛ این یك واقعیت
است. كشور دارد پیشرفت می كند... ما افق های بسیار بلند و نویدبخشی را در مقابل
خودمان مشاهده می كنیم.
91/5/8

عسل طیب...
چند روز پیش یکی از نوچه هایش را با چاقو زده بودند، آمده بود مسجد برای فاتحه ی نوچه اش، از قضا روضه ی قاسم بن الحسن علیهما السلام خوانده می شد، مرد با آن سبیل چخماقی بزرگش بازی می کرد و به صحبت های مداح گوش میداد...، عمو جان آیا من هم شهید میشوم !؟... شهادت نزد تو چگونه است ای یادگار برادر؟ احلی من العسل، شیرین تر از عسل... آری تو نیز شهید خواهی شد! حسین علیه السلام کمی به فکر فرو رفت و در دل با خود زمزمه می کرد، قاسم چه قدر زیباست! چه قدر شبیه برادرم حسن که درود خدا بر اوست، آه ای دنیا اوف بر تو...، دوباره قلب حسین به درد آمده بود، یاد غربت و مظلومیت برادر تابش را برده بود و با خود می گفت: قاسم یادگار مجتبی است و سیزده سال بیشتر ندارد، همان داغ جسم تیر باران شده و جگر پاره پاره شده ی پدرش مرا کافی است! ای دنیا اوف بر تو که دوستان تو کریم ترین مردم زمان را به غریب ترین مبدل کردند...
روز عاشورا نگاه برادر زاده و عمو به هم گره خورد، انگار لحظه ای کربلا تبدیل به مدینه شد، عطر یاس به مشام می رسید، زره ای اندازه او نبود...! شاید تقدیر پدر و پسر یکی باشد، دشمن از دیدن جسم کوچک و لطیف او زبان به نیش گشود، نوجوان قسم خورد، به خدا قسم علمدار سپاه کفر را خواهم انداخت... علمداری که در پشت سپاه پناه گرفته بود بر زمین افتاد، صدای الله اکبر استاد قاسم بلند شد، آفرین قاسم جان عمویت عباس فدای تو شود...
دشمن وامانده او را دوره کرد... نبرد یک به صد، عادلانه نبود؟! اما چه می شود کرد زمانه زمانه نامردیست...
طیب که مرام هایش هنوز نگذاشته بود، خلاف هایش مردی و مردانگی را به کلی از یادش ببرد، فریاد کشید، فریاد... نه نامردا چند تا به یکی... و اینگونه عسلی به شیرینی قاسم بن الحسن علیهما السلام تلخی وجود طیب حاج رضایی را به وسعت ابدیت شیرین کرد...
شیرینی ای که مبدل به عشق به امام شد و حتی تلخی شکنجه های ساواک نیز نتوانست آن را از بین ببرد... آری طیب حاج رضایی از گنده لات های تهران به معجزه ای به شیرینی عسل نام خود را در زمره مصادیق کامل مردانگی یعنی شهدا ثبت کرد، روحش شاد
پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله می فرمایند: آغاز جوانمردی به اطاعت خدا و پایان آن به پاکداری خویش از پستی هاست...
فایل های صوتی درباره طیب :
http://uplod.ir/ay4cyn6ki7i8/tayeb-darestani.mp3.htm
http://uplod.ir/2f5xkziz8px1/tayeb-ostad_alli.mp3.htm
فقط بهش فکر کن..
فقط بهش
فکر کن..
چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟
چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟
چه کسی میداند جنگ یعنی سوختن؟ یعنی آتش؟ یعنی گریز به هر
جا؟ یعنی اضطراب اینکه کودکم کجاست؟ جوانم چه شد؟ دخترم چه می کند؟
چه کسی معنی این جمله را می داند؟ "نبرد تن و تانک؟"
اصلا چه
کسی می داند تانک چیست؟ می توانی این مسله را حل کنی؟
"گلوله ای از لوله ی دوشکا با سرعت اولیه از فاصله ی
هزار متری شلیک می شود، در مبدا به حلقومی اصابت می کند، آن را
سوراخ می کند، گذر می کند... حالا معلوم کنید سر کجا افتاده است؟"
کیف و
کلاستورتون رو از چه پر می کنید؟ از خیال... از کتاب... از نام شامخ دکتر، مهندس...؟
صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن پرستو شدن...
اما تو اگر قاسم نیستی اگر علی اکبر نیستی... لااقل حرمله نباش... که خدا هدیهی حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر رو به زمین پس نداد...
من نمی دانم فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد؟
شهید احمدرضا احدی_رتبه ی یک کنکور سال 1364_ساعاتی قبل از شهادت...
اقامه عزا به مناسبت فرا رسیدن محرم...

این روزها حال و هوای دیگری دارد...
پرچم های مشکی آویخته شده بر در و دیوار شهر...
مراسم عزاداری و حتی شربت های نذری کوچه خیابان....
همه و همه مرا به دنیای کودکی ام می برد...
به روزهای محرم و عاشورایی که
عشقمان نظارهی سوخته دلانی بود که زنجیر عشق حسین را بر سینه می کوفتند...
بیکفش خیابان ها را می پیمودند...
مردمانی که گل بر سر و صورت می زدند
و حتی سرمای طاقت فرسای زمستان بر آن ها توان چیره شدن نداشت...
گویی وجودشان همه عشق بود به حسین
و مجالس عزاداری حسین که مادر چادر سیاه رنگش را بر صورتش می کشید...
تا اشک های حسینی اش را از دیدمان پنهان کند...
و ما در تاریکی مجالس سر بر زانوی مادر به خواب می رفتیم...
خاطرات کوچهی خانهی مادر بزرگ در ذهنم مثل یک ستاره می درخشد...
آن کوچه قدیمی خانهی مادر بزرگ و آن چادر سیاه رنگ...
و آن مجلس عزاداری سر کوچه که صدایش تمام کوچه را پر میکرد...
بچه که بودیم نمیفهمیدیم حسین که بود و چه کرد.
و چیست داستانی که هر سال می گویند و می گریند
و هیچ وقت رنگ و بوی تکرار نمی پذیرد از محرم جز آن کوچه
و صادقانه بگویم غذاهای نذری که برای گرفتنش در صف می ایستادیم چیزی نمی فهمیدیم
بزرگتر که شدیم پشت نیمکت های مدرسه و در کتاب ها به ما آموختند
حسین (ع) به شهادت رسید تا درس آزادگی و وارستگی را به تمام
مسلمانان جهان بیاموزد و نمی دانم درس حسین (ع) زیاد سخت بود یا
اشکال از ما دانش آموزان سر به هوا بود...
و حتی آن روزها پشت نیمکت های درس هم نفهمیدیم که حسین که بود و
چه کرد و شاید تنها از سر تکلیف جملات را حفظ کردیم...
و من امروز در آستانه ی جوانی ایستاده ام
امروز می گریم
اما نه برای حسین
حسین که آزادانه زیست و آزادنه رفت
می گریم برای خودم که در مکتبش درس آزادگی را
به درستی نیاموختم...
فرشتهها از امشب صبوی غم مینوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه میپوشن

عید غدیر خم، عید اللهاكبر

عید
غدیر، عید الله اكبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامى است. هیچ
روزى در طول سال، فرخندهتر و مباركتر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل بیت نیست.
امام صادق(ع) میفرماید:
"روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند
درخشندگى ماه در میان ستارگان است."
زیرا در این روز بزرگ بود كه خداوند اعلام كرد: امروز دین را بر شما تكمیل كردم و
نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و
رضیت لكم الاسلام دینا»؛ نعمت بزرگ اسلام كه از هر نعمتى ارزندهتر و گرانبهاتر
است، كامل نمىشود و محقق نمىگردد جز با ولایت على(ع).
رسول خدا(ص) فرمود: در روز قیامت كه خداوند تمام مردم را جمع میكند و صراط بر پل
دوزخ زده میشود، هیچ كس از آن نمیگذرد جز كسى كه با ولایت على ابن ابىطالب(ع)،
گذرنامه بیزارى و برائت از جهنم را داشته باشد.
و در این روز بزرگ كه یادآور نصب و تعیین امیرالمؤمنین به دست مبارك رسول اكرم
صلى الله علیه و آله و سلم و به امر پروردگارش است، باید این فطرت الهى را در
دلها زنده كرد و پردههاى ظلمت و جهالت و تارهاى نادانى و غفلت را از دیدگان
غافلان برداشت تا بر طریقه حق پایدار گردند و به صراط مستقیم الهى روى آورند و
دینشان كامل شود.
امام صادق(ع) اعمال این روز مهم را در چهار مورد خلاصه میكند:
1- صیام: در برخى روایات وارد شده كه
روزه این روز برابر است با صد بار حج و صد بار عمره. و در روایت دیگرى، كفاره
شصت سال گناه است.
2- قیام: اصطلاحا قیام بر عبادت و
زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات و دعا و استغفار، اطلاق میشود ولى ممكن
است قیام كنایه از استقامت و پایدارى در راه حق و قیام در برابر دشمنان اسلام و
مسلمین و مبارزه با طاغوتها و ستم پیشگان باشد. به هر حال خود قیام علیه باطل و
جهاد در راه خدا، نیز یك عبادت بزرگ است بلكه از اهم فرائض و واجبات است.
3- اطعام الطعام:
مهمانى كردن و اطعام نمودن برادران با ایمان از ویژگىهاى تمام اعیاد به ویژه این
عید بزرگ است كه بر آن تاكید شده است. و قطعا خرسند نمودن مؤمنین، از برترین
عباداتى است كه رضایت پروردگار را به دنبال دارد.
4- صلة الاخوان: احسان و نیكى به
برادران مؤمن و دید و بازدید و زیارت آنان پیوسته از اعمال بسیار پسندیده و نیكو
است ولى در این روز، تاكید بر آن شده است.
ویژه نامه 13 آبان
مردان بی ادعا...
شب است و
سكوت است و ماه است و من
فغان
و غم اشك و آه است و من
شب
و خلوت و بغض نشكفته ام
شب
و مثنوی های ناگفته ام
شب
و ناله های نهان در گلو
شب
و ماندن استخوان در گلو
من
امشب خبر می كنم درد را
كه
آتش زند این دل سرد را
بگو
بشكفد بغض پنهان من
كه
گل سرزند از گریبان من
مرا
كشت خاموشی ناله ها
دریغ
از فراموشی لاله ها
كجا
رفت تأثیر سوز و دعا؟
كجایند
مردان بی ادّعا؟
كجایند
شور آفرینان عشق؟
علمدار
مردان میدان عشق
كجایند
مستان جام الست؟
دلیران
عاشق، شهیدان مست
همانان
كه از وادی دیگرند
همانان
كه گمنام و نام آورند
هلا،
پیر هشیار درد آشنا! بریز از می
صبر، در جام ما
من
از شرمساران روی توام
ز
دُردی كشان سبوی توام
غرورم
نمی خواست این سان مرا
پریشان
و سر در گریبان مرا
غرورم
نمی دید این روز را
چنان
ناله های جگر سوز را
غرورم
برای خدا بود و عشق
پل
محكمی بین ما بود و عشق
نه،
این دل سزاوار ماندن نبود
سزاوار
ماندن، دل من نبود
من
از انتهای جنون آمدم
من
از زیر باران خون آمدم
از
آن جا كه پرواز یعنی خدا
سرانجام
و آغاز یعنی خدا
هلا،
دین فروشان دنیا پرست! سكوت شما
پشت ما را شكست
چرا
ره نبستید بر دشنه ها؟
ندادید
آبی به لب تشنه ها
نرفتید
گامی به فرمان عشق
نبردید
راهی به میدان عشق
اگر
داغ دین بر جبین می زنید
چرا
دشنه بر پشت دین می زنید؟
خموشید
و آتش به جان می زنید
زبونید
و زخم زبان می زنید
كنون
صبر باید بر این داغ ها
كه
پر گل شود كوچه ها، باغ ها
شب
است و سكوت است و ماه است و من...
شاعر: علی رضا قزوه
امام خمینی (ره): نقش زنان در دفاع مقدس

بسمه تعالی
با سلام و عرض ادب؛ امروز جملاتی از امام راحل درمورد نقش زنان در جنگ و دفاع مقدی جمع آوری کرده ام. امیدوارم مفید باشد...
امام خمینـی (ره) همـواره بانـوان را پیشگامان میـدان جنگ مـی دانست:
ملتی كه بانـوانـش در میدانهای جنگ با ابرقدرتها و در مـواجه شدن با قوای شیطانی قبل از مردها در ایـن میدانها حاضر شده اند، پیروز خواهد شد.
منبع: از بیانـات امـام خمینـی در جمع بـانـوان اردبیل، 17/5/59، صحیفه نور، ج13، ص31.
ما مفتخریـم كه بانوان و زنان پیر و جـوان و خرد و كلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامـی حاضر و همـدوش مردان یا بهتـر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن كریم فعالیت دارند.
منبع: از وصیت نامه سیاسـی ـ الهی امـام خمینـی، صحیفه نـور، ج21، ص172.
اگر به كشور ما، كشـور اسلامی ما هجـوم بكنند و بخـواهند تعدی بكنند، تجاوز بكننـد، بر همه افراد مملكت، بر همه افراد كشـور، چه زن و چه مرد، كـوچك و بزرگ، اینجا دیگر شرطـی نیست، بـر همه واجب است كه دفاع بكننـد. لهذا حال دفاع فرق دارد با حال جهاد، حال دفاع شرطـی نـدارد
منبع: از بیانات امـام خمینـی در جمع اعضـای بسیج 26/1/59، صحیفه نور، ج12، ص44.
آنچه بـرای مـن یك خاطره فرامـوش نشـدنـی است، با اینكه تمام صحنه ها چنیـن است، ازدواج یك دختر جـوان با یك پاسدار عزیز است كه در جنگ هـر دو دست خـود را از دست داده و از دو چشـــم آسیب دیده بـود. آن دختر شجاع با روحی بزرگ و سرشار از صفا و صمیمیت گفت: حال كه نتوانستـم به جبهه بروم، بگذار با این ازدواج دیـن خـود را به انقلاب و به دینـم ادا كرده باشـم. عظمت روحانی ایـن صحنه و ارزش انسـانـی و نغمه هـای الهی آنـان را نـویسنـدگــان، شاعران، گـوینـدگان، نقاشـان، هنـرپیشگان، عارفان، فیلسـوفـان، فقیهان و هر كـس را كه شماها فرض كنید، نمـی تـواننـد بیان و یا ترسیـم كنند و فداكاری و خداجـویی و معنـویت ایـن دختر بزرگ را هیچ كـس نمی تـواند با معیارهای رایج ارزیابی كند.
منبع: از پیـام امـام خمینـی به منــاسبت روز زن، 25/1/61، صحیفه نور، ج16، ص126.
ملتی كه شهید در راه اسلام، هم از بانوان دارد و هـم از مردها و شهادت را هم بانـوان طلب مـی كننـد و هـم مردها، آسیب نخـواهد دید. ما امیـدواریـم به ایـن سیل خـروشان ملت كه در جلـوی آنها بانـوان محترم كه ارزشمندتریـن قشرهای ملت هستند و برای پیشبرد آمال اسلامی مجاهدت مـی كنند.
منبع: از بیانـات امـام خمینـی در جمع بـانـوان اردبیل، 27/5/59، صحیفه نور، ج13، ص31.
با تشکر از حضور و نظر شما.
شعر
سرا پا اگر زرد و پژمردهایم ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی، لب پنجره پر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم اگر داغ شرط است، ما بردهایم
اگر دشنهی دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گُردهایم
گواهی بخواهید، اینک گواه همین زخمهایی که نشمردهایم
دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر بردهایم
شعر از: قیصر امین پور
آیا تحریم گوگل توسط مسلمانان تاثیری داشته است؟ +عکس
درسته که هر روز چندین بار از موتور جستجوی گوگل استفاده می کنیم... ولی چند روزی می شه که به خاطر حذف نکردن فیلم توهین به پیامبر (ص) مسلمانان تصمیم به عدم استفده از این موتور جستجو رو گرفتن... شاید با خودتون بپرسید: " آیا تحریم گوگل توسط مسلمانان تاثیری داشته است؟"
بعد از اینکه 8 سال گوگل اون بالا جا خوش کرده بود! با یه حرکت ساده از طرف مسلمانان امد پایین...
پس از اقدام هماهنگ مسلمانان جهان در تحریم گوگل، این سایت پس از هشت سال که همواره پربازدیدترین سایت جهان نام داشت سقوط کرد و به رتبه دوم تنزل یافت.
به گزارش فارس، پایگاه الکسا که ترتیب پر بازدیدترین سایتها در جهان را نشان میدهد، در تازهترین رده بندی خود، رتبه گوگل را به دومین سایت تنزل داد. این در حالی است که گوگل طی 8 سال گذشته همواره در صدر جدول پربازدیدترین سایتهای جهان قرار داشت و بدون رقیب در رتبه نخست سایت الکسا جای داشت.
تنزل رتبه گوگل پس از آن روی داد که این سایت از حذف فیلم اهانت آمیز به پیامبر اسلام خودداری کرد و همین موضوع باعث شد تا مسلمانان جهان تصمیم بگیرند که این سایت را تحریم کرده و از آن استفاده نکنند.
پی نوشت: بیاید موتورهای جستجوی دیگه رو امتحان کنیم، سایت bing.com هم بد نیستا...!
پی نوشت 2: شاید یادت بره از گوگل استفاده نکنی! می تونی بری تو تنظیمات مرورگر و home page رو روی bing.com یا ask.com تنظیم کنید...
شهادت...

ما شهادتی بی درد می خواهیم
حال آنکه
شهادت را جز به اهل درد ندهند ...
/شهید سید مرتضی آوینی/

تبلیغات 



