تبلیغات
فجر آزادی - بصیرت امام خمینى (ره)

با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی، به وبلاگ فجر آزادی خوش آمدید. هدف از ایجاد این صفحه، پرداختن به گوشه هایی از بصیرت امام خمینى رحمه الله می باشد. امید است این مطلب برای شما دوستاداران امام (ره) و انقلاب مفید واقع شود.

 

 

اشاره

در ادبیات دینى ما «بصیرت» برابر با بینش، فهم عمیق، درک قلبى و آگاهى است و همان گونه که در احکام شرعى نیز وارد شده است یکى از شرائط مرجع تقلید به نحو خاص و از جمله شرائط رهبرى و پیشوایى به نحو عام، بصیرت و آگاهى کامل از مسائل عبادى ـ سیاسى است. این مطلب به گونه شفاف و روشن، ضرورت و اهمیت موضوع را مى رساند.

 

قرآن کریم نیز به این موضوع به عنوان ویژگى یک رهبر و داعى به خیر و هدایت اشاره دارد؛ آنجا که مى فرماید: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلى بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی»؛ «بگو این راه من است. من و پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مى کنیم.»

 

با توجه به مطالب فوق، مى توان گفت: امام راحل رحمه الله بعد از امامان معصوم علیهم السلام یکى از مصادیق کامل بصیرت و هوشیارى در رهبرى ملت ایران و دنیاى اسلام بودند. در این مقال، به ذکر چند نمونه از بصیرت در روش و منش سیاسى آن پیر سفر کرده از زبان برخى بزرگان اشاره مى کنیم.

 

 

1. زکاوت و تیزبینى

«در تمام عمرم فردى با زکاوت تر و هوشیارتر از حضرت امام ندیده ام. در همین زمینه، نقل مى کنند امام آن قدر از هوش و زکاوت برخوردار بودند که از آنچه در ضمیر و ذهن انسان مترتب مى شد، آگاه بودند و در مقابل ایشان هیچ چاره اى به جز توسل به صداقت کلام نبود.»

 

 

2. روشن بینى

«روزى دو نفر از شاگردان و مشاهیر براى زیارت امام به محل اقامتشان، شهرستان محلات، آمده بودند. در آن ایام گروه خاصى مطرح بودند که در رأس آنها مصدق بود که توجه مردم را به خود جلب کرده بود و آنها مى پنداشتند که ضد امپریالیسم و ضد رژیم کسى است که وابسته به آنان باشد. آن روز امام سخنى در رد آن گروه بیان فرمودند. آن آقایان گفتند: «از شما بعید نیست که بر علیه این جمعیتى که چنین و چنان هستند، صحبت کنید. اینان مردم وطن دوست و انقلابى هستند.» ولى امام که این چهره هاى دروغین را از آن دوران مى شناختند و انحراف آنها براى امام نمایان بود، على رغم دفاع آن آقایان و بسیارى از مردم که ندانسته آنها را مورد ستایش قرار مى دادند، آنها را رد مى کردند و در هر صورت گذشت زمان بصیرت و بینش امام را براى آن آقایان روشن ساخت.»

 

 

3. نظارت بر فیلمهاى تلویزیون

«حضرت امام علاوه بر اخبار، فیلمهاى تلویزیون را نیز گاهى مشاهده مى فرمودند تا خط مشى مسئولان براى ایشان روشن شود. گاهى از بعضى برنامه ها تعریف مى کردند و گاهى نیز شدیدا از نمایش برخى برنامه ها انتقاد مى فرمودند؛ مثلاً وقتى که مسئولان صدا و سیما نزد ایشان آمده بودند، حضرت امام فرمودند که شما در خلال سریال با آنکه زن گریم شده داشتید، اما در تیتراژ و در معرفى گریم کنندگان فقط مرد گریم کننده بود.»

 

 

4. هادى همیشگى

«امام به دلیل هوشیارى هیچ گاه خود را در مسیر موجها و نسیمهاى مقطعى و انحرافى قرار ندادند و همیشه نقش ناظر یا هادى و کنترل کننده حوادث را به عهده داشتند. ایجاد تشکیلات و گروههاى سیاسى و تولد یافتن سازمانهاى به ظاهر انقلابى و نفوذ آنان در اقشار مختلف و قبضه کردن فرهنگ جامعه در چهره ملى گرایى و یا به اسم مجاهدین خلق و طرفداران اسلام راستین که در صورت بروز یک موج انقلابى و تغییر رژیم و سیاست مجددا بتوانند از کانال آنهاحکومت را قبضه کنند و راه را براى استعمار جدیدى هموار سازند؛ لذا حتى از پیش، رؤساى جمهور و وزراء را نیز تعیین مى کردند.

 

مسلما تشخیص این چهره هاى پلید و منافق صفت کار آسانى نبود، بلکه از بزرگ ترین مشکلات بود. نمونه بارز آن جریان منافقان در نجف بود که آنها با ایجاد زمینه هاى کاملاً مساعد و حساب شده و بدون مطرح کردن شناخت خود از مبدأ و معاد و رسالت، در سطح عموم مردم موفق شده بودند حمایت اکثریت قریب به اتفاق شخصیتها و رجال علمى و سیاسى در متن مبارزه را به خود جلب کنند و آنان مى خواستند از این طریق در جلب حمایت امام از آنان سند اعتبار و پشتیبانى دریافت کنند؛ اما امام با تأمل و بصیرت با آنان برخورد مى کنند و چهره زشت آنان را از لابه لاى دهها پرده فریب و نیرنگ و از متن نوشته و آثار آنان کشف مى کنند و بعد از آن همه کوشش و تلاش و این طرف و آن طرف زدن منافقان، با یک جمله کاخ آمال و آرزوهاى کثیف آنان را در هم مى ریزد و آن اینکه: «شما به همین اندازه که من در طرد و نفى شما سخن نمى گویم، راضى باشید!»

 

از مرحوم علامه شهید آیة الله مطهرى نقل شده است که فرمود: اگر امام آن روز در تأیید و حمایت آنان سخنى فرموده بودند، ما امروز هیچ چیز نداشتیم. به خوبى روشن است که اکثر چهره ها از آنان حمایت مى کردند و تنها امام باقى مانده بودند که امید آنها را به یأس و حرمان مبدل ساختند تا انقلاب پیروز شد.»

 

 

 

5. حساسیت نسبت به تصویب قوانین

در سال 1342 ش که انقلاب آغاز شد، حضرت امام در عین اینکه شبانه روز حداقل دو ساعت درس مى فرمودند و براى این دو ساعت درس، حدود پنج ساعت مطالعه لازم داشتند و غالبا تا نیمه شب براى پاسخ به نامه ها، تلگرافها و پاسخ به کسب تکلیف کنندگان نمى خوابیدند که همه این مسائل اعصاب را خسته و هر فرد عادى را خیلى زود از پا در مى آورد و به خصوص در درس و بحث و برخورد با مردم انسان را با عصبانیت مواجه مى سازد، ایشان با کمال اطمینان خاطر و آرام، مسائل را مطرح مى فرمودند و هیچ گاه در مسائل عادى عصبانیت از معظم له دیده نمى شد؛ اما عصبانیت امام موقعى آشکار مى شد که قوانین خلاف اسلام به تصویب مى رسید و استقلال کشور در معرض خطر قرار مى گرفت که هر چه فریاد داشتند، بر سر جیره خواران استعمار مى کشیدند و به مصداق «اَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛ نسبت به شاگردان، به خصوص مهمانان و کسانى که به منزل ایشان وارد مى شدند، نهایت تواضع را داشتند.»

 

 

6. خرید روزنامه مقدم بر خرید نان و پنیر

«حضرت امام از ابتدا فردى انقلابى و آگاه به مسائل روز بودند. در دوره طلبگى که حجره اى در مدرسه فیضیه داشتند، همه مى دانستند که از ساعت 11 صبح به بعد کسى حق ندارد با ایشان ملاقات کند؛ زیرا در این ساعت مى بایست روزنامه هاى منتشره را مطالعه کنند. ایشان با اینکه روزى یک ریال شهریه مى گرفتند، یعنى ماهى سه تومان، ولى با این پول خرید روزنامه را مقدم بر خرید نان و پنیر و غذاى روزانه مى دانستند و تا ظهر مشغول مطالعه مطالب سیاسى بودند و بدین وسیله، در جریان مسائل روز قرار مى گرفتند؛ لذا زمانى که کاپیتولاسیون یا مسئله انجمنهاى ایالتى و ولایتى مطرح شد، ایشان داراى موضعى روشن بودند؛ یعنى جنگ با استکبار. و لذا ضربه مهلک را در زمان مناسب به سر استکبار جهانى فرود آوردند.»

 

 

7. گوش دادن به رادیوهاى بیگانه

«من در دفتر حضرت امام کار مى کردم. ایشان در ایوان منزلشان نماز مى خواندند. در ایام تابستان وقت اخبار رادیو B.B.C یک ربع به هشت شب بود که دقیقا بین نماز مغرب و عشا واقع مى شد. خودم دیدم که حضرت امام همین که اخبار مربوط به ایران و مسائل آن تمام شد، رادیو را بستند و نماز عشا را شروع کردند. با آنکه ایشان به نماز اول وقت و تعقیبات و مستحبات آن بسیار مقید بودند، اما از شنیدن اخبار رادیوهاى بیگانه هم غافل نبودند. آرى، این چنین بود که حضرت امام به اوضاع سیاسى کشور مسلّط بودند و از سخنان مسموم دشمن آگاه مى شدند و به موقع پادزهر لازم را مى ریختند و تبلیغات دشمن را خنثى مى کردند.»

 

 

8. صداى انقلاب اسلامى

«به یاد دارم روزهاى اول پیروزى که تازه رادیو و تلویزیون را فتح کرده بودیم، گوینده ها از طریق صدا و سیما اعلان مى کردند: «اینجا صداى انقلاب راستین ایران است.» ما خوشحال بودیم؛ زیرا رادیویى که مرتب کلمه شاهنشاهى مى گفت، حال حرف از انقلاب راستین ملت ایران مى زد. اصلاً به فکرمان نمى رسید که این عبارت غلط است؛ ولى حضرت امام ما را خواستند و با قاطعیت فرمودند: این انحراف است، باید بگویند: «صداى انقلاب اسلامى.» و به ما فرمودند: «مى فرستید و خودتان هم مى روید و یک نفر از خودتان آنجا مى گذارید؛ حتى اگر درگیرى هم شد، اگر تعداد زیادى هم کشته شدند، مانعى ندارد. آنجا را تصرف کنید تا در خط انقلاب اسلامى حرکت کنند.» لذا من و آقاى مطهرى و آقاى بهشتى و بعضى از دوستان دیگر مأمور شدیم به آنجا برویم و کار را اصلاح کنیم. ... این هوشیارى و توجه امام به حفظ خط و جهت انقلاب براى حیات و تداوم انقلاب خیلى مهم بود.»

 

 

9. اطلاع از اخبار زودتر از مسئولان

«بسیارى از مواقع خبرها از طرف دفتر به مسئولان داده مى شد؛ مثلاً در جریان فرار بنى صدر، آقاى فکورى (فرمانده نیروى هوایى ارتش جمهورى اسلامى که به شهادت رسید) آمد خدمت امام. از ایشان سؤال شد: هواپیمایى که دیشب رفت، چه بود و کجاست؟ آقاى فکورى گفت: طبق اطلاع دقیق، الآن هواپیما روى آبهاى مدیترانه حرکت مى کند و معلوم نیست که کجا فرود مى آید. امام فرمودند: «یک ساعت قبل هواپیما در پاریس نشسته است و بنى صدر و رجوى هم در آن بوده اند.» از این نوع حوادث خیلى زیاد بود که مسئولان خواسته اند خبرى به امام بدهند، اما حضرت با هوشیارى، کامل تر از آن را به اطلاع آنان رسانیده اند.»

 

 

10. هوشیارى در ملاقاته

«از جمله کسانى که با امام در پاریس ملاقات کردند، مهندس بازرگان و دکتر سحابى، گردانندگان اصلى نهضت آزادى بودند که هر کدام با هیأتى آمده بودند. امام فرمودند: «من کسى را با عنوان حزب ملاقات نمى کنم. اگر آقایان با عنوان یک فرد ایرانى مثل تمام کسانى که با من ملاقات مى کنند، مى خواهند بیایند، مانعى ندارد.» آنها قبول کردند و به ملاقات امام آمدند. جالب اینکه در هر بارى که هر کدام از آقایان مى خواستند با امام ملاقات کنند، امام دستور مى دادند که ما چند نفر در جلسه باشیم تا این موضوع در ذهنها نیاید که فلان گروه خصوصى با امام ملاقات کرده اند. و وقتى که سید جلال تهرانى عضو شوراى سلطنت به پاریس جهت دیدار با امام آمد، امام فرمودند: «تا وقتى که عضو شوراى سلطنت است، با او ملاقات نمى کنم، مگر استعفا بدهد و مثل یک فرد عادى بیاید.» و او مجبور به استعفا شد تا بتواند با امام ملاقات کند.»

 

«یکى از خصوصیات امام این بود که با هیچ کس خصوصى ملاقات نمى کردند؛ چرا که مى فرمودند: «بعضى از اینها حرفهاى مرا کم و زیاد مى کنند.» لذا همیشه دو یا سه نفر از آقایان و شاگردان خودشان را در جلسه حاضر مى کردند.»

 

«ایشان هرگز هیچ یک از ملاقاتها را در جاى خلوت نمى پذیرفتند و در این موقع مى فرمودند: «ما جاى خلوت نداریم.» این مطلب بدان جهت بود که آنان نتوانند مطالبى را بر خلاف اظهار کنند و چند نفر، شاهد صحبتهاى آنان باشند.»




11. تصمیم آگاهانه

«گاهى اوقات ممکن است تردید در تصمیم گیرى موجب شکست شود. حضرت امام همیشه به موقع و به جا تصمیم مى گرفتند؛ مثلاً زمانى که رژیم طاغوت تصمیم گرفت که ساعت 5/4 بعد از ظهر روز 21 بهمن را حکومت نظامى اعلان کند، امام به موقع، یعنى حدود نیم ساعت بعد از اعلان خبر، فرمودند: «حکومت نظامى لغو شود و همه مردم به خیابانها بیایند!» چنین شد و به دنبال آن سر و صدا و درگیرى آغاز شد. انقلابیون به کمک بلند گو و با موتور و ماشینهاى شخصى در خیابانهاى تهران به راه افتادند و همه مردم را مطلع کردند تا على رغم اعلان رژیم در خیابانها حضور جدى داشته باشند. البته بعد از انقلاب روشن شد که اگر این تصمیم به موقع گرفته نمى شد، همان شب محل اقامت امام و جاهاى حساس دیگر بمباران مى گردید.»

 

 


 

 

12. طلبه هاى سرباز

«به یاد دارم روزى که احتمالاً عید غدیر بود، با پدرم به حضور امام رسیدیم. علما و روحانیون نیز جمع بودند. من دیدم عده اى سرباز با موها و ریشهاى تراشیده و کلاه به دست به محضر امام آمدند و زانو زدند و دست امام را بوسیدند و نشستند. معلوم شد که اینها طلابى هستند که توسط رژیم طاغوت از لباس روحانیت خارج شدند و به اجبار آنان را به سربازى برده اند. حضرت امام با لحنى بسیار محکم بدون اینکه تغییرى در قیافه شان پیدا شود، فرمودند: «شما وظیفه تان که عوض نشده، فقط قیافه و لباستان تغییر کرده. هر جا که هستید، به وظیفه خود عمل کنید! در آنجا هم وظیفه از شما سلب نمى شود. فنون نظامى را فرا بگیرید که در آینده به دردتان خواهد خورد. هیچ مسئله اى پیش نیامده است. روحیه خودتان را حفظ کنید!» طورى حضرت امام با آنان صحبت کردند که آنان احساس قدرت و قوت کردند. برخورد بسیار هوشیارانه و مدبّرانه حضرت امام قضیه اى را که مى توانست موجب رخوت و ضعف شود، به یک نقطه قوت و اعتماد به نفس تبدیل کرد.»

 

 

13. دقت در عملکرد مسئولین

«روز رأى گیرى براى وزیر نفت و وزیر برنامه و بودجه بود و براى آقاى مهندس محمد جواد تندگویان به عنوان وزیر نفت و مهندس موسى خیر به عنوان وزیر برنامه و بودجه رأى گیرى به عمل آمد و آنان به وزارت انتخاب شدند. پس از اعلان نتیجه رأى گیرى، ضمن تبریک گفتن به این دو برادر و آرزوى توفیق براى آنان، گفتم: اینکه در اثناى جلسه من چند دقیقه از جلسه خارج شدم، به این خاطر بود که از من خواسته بودند با دفتر امام تماس بگیرم؛ زیرا با من کار مهمى داشتند. من در تماس با دفتر حضرت امام با حاج احمد آقا صحبت کردم. ایشان از سوى امام تذکرى داد که مرا شدیدا تحت تأثیر قرار داد؛ زیرا فهمیدم که همه لحظاتى که ما در مجلس هستیم و همه تصمیماتى که مى گیریم، همه و همه زیر نظر امام است و از دقتهاى حسابگرانه ایشان خارج نیست.»

 

 

14. شناختن نقطه ضعف دشمن

«وقتى که از حضرت امام سؤال شد که چه عاملى و چه انگیزه اى ایشان را بر آن داشت تا از پاریس به ایران بیایند؟ ایشان فرمودند: «من دیدم مقامات آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم تهدید مى کنند که از آمدن به ایران خوددارى کنم؛ لذا دریافتم که اینها از رفتن ما به ایران نگران هستند.»

 

این تیزبینى و ژرف نگرى حضرت امام است و توجه دارند که نقطه ضعف دشمن در کجاست و دشمن در چه موقعیتى قرار دارد و چگونه باید به او ضربه زد و این واقعا از ویژگیهاى مهم و اساسى ایشان است.»

 

همچنین روزى که به مدرسه فیضیه حمله شد (فروردین سال 1342)، امام به پا خاست و این توطئه را خنثى کرد. هنوز یک هفته از فاجعه نگذشته بود و هنوز درب خانه بسیارى از علما و مراجع باز نشده بود و بسیارى از روحانیون و طلاب جرئت نمى کردند با لباس روحانیت در خیابانها ظاهر شوند و مردم جرئت نداشتند به منزل علما نزدیک شوند و هنوز همه جا وحشت و رعب و ترس حکمفرما بود که یکباره دیدیم اعلامیه اى از سوى حضرت امام صادر شد به نام «شاه دوستى یعنى غارتگرى». این اعلامیه بسان آبى بود که بر آتش ریخته شد.»

 

 

15. اهتمام به کسب خبر

«توجه حضرت امام [همواره] به مسائل ظریف [بوده است] از جمله شنیدن اخبار که براى اکثر افراد هنوز جا نیفتاده است و فکر مى کنند اگر اتفاق بیفتد، بالاخره خبردار مى شوند؛ اما حضرت امام علاوه بر شنیدن اخبار ایران که مرتب در جریان آن بودند، سر ساعت اخبار کشورهاى دیگر را که به زبان فارسى پخش مى شد، مى شنیدند. برادرانى موظف بودند تمام روزنامه هایى که در خارج کشور در مورد ایران مطلبى مى نوشتند، ترجمه کنند و همان شب به دست امام برسانند و ایشان وقت مى گذاشتند و مطالب را مى خواندند.»

 

«حضرت امام در به دست آوردن اخبار حتى از رادیوهاى بیگانه اهتمام فراوانى داشتند تا جایى که اگر قبل از اذان صبح و بعد از مناجاتها و راز و نیازهاى شبانه و نماز شب وقتى باقى مى ماند که مى توانستند از بولتنهاى خبرى مختلف استفاده کنند، این کار را مى کردند. حتى سه روز پس از عمل جراحى که حال حضرت امام رو به بهبودى گذاشته بود، دستور دادند تلویزیون بیاورند تا از آن استفاده کنند.»

 

 

16. بینش اسلامى عمیق

«خاطره اى از بینش اسلامى عمیق ایشان است که شاید رمز موفقیتشان در نهضت اسلامى هم همین بود. متأسفانه در مورد شناخت اسلام و حقایق اسلامى انحرافاتى به وجود آمده و هر کس یک بُعد از اسلام را چسبیده و فکر کرده اسلام در همان خلاصه مى شود. برخى اسلام را در عبادت، نماز، روزه، خلاصه کرده اند و در مقابل هم عده اى اسلام را در مسائل سیاسى خلاصه کرده اند که اسلام یعنى سیاست یعنى مبارزه با ظلم، حالا نماز نخواندیم هم نخواندیم. دسته اى هم اسلام را در خدمت به خلق خلاصه کرده اند و مى گویند که عبادت به جز خدمت خلق نیست. و حال آنکه اسلام همه اینها را دارد. اسلام نماز، سیاست، خدمت به خلق، مبارزه و جهاد و... دارد. رهبر انقلاب این ویژگى را داشتند که در سیاست در حد اعلاى مهارت و تخصص بودند، از مسائل عبادى غافل نبودند و در همان شرائطى که در مسائل عبادى و نیایش و توجه به مسائل معنوى و روحانى بودند، از مسائل اجتماعى و علوم اسلامى غافل نمى شدند.»

 

 

17. آینده نگرى

«امام همواره تلاش مى کردند در نظر دادن و در پاسخ به سؤالات به خصوص سؤالات اجتماعى و سیاسى آن قدر دقیق باشند که دشمن نتواند در خلال پاسخ امام سوء استفاده بکند و شخصیت صنفى یا جمعیت خاصى را آسوده کند. امام اولین شخصیت روحانى در جهان اسلام بودند که با قاطعیت و با روشنى کامل اجازه فرمودند که از مبارزان فلسطینى حمایت شود و در صنوف مبارزات آنها، مسلمانان در صورت تمکن شرکت کنند و اگر مالى ندارند، از وجوه شرعیه (عمدتا زکات) کمک کنند. این فتوا صریح ترین و روشن ترین و شاید اولین فتوا از نوع خودش بود که امام بیان فرمودند. این فتوا در وقتش در ایران انعکاس مثبتى داشت. مبارزین ایرانى با شور و هیجان، آماده پاسخ به این ندا و انجام وظیفه شدند. در همان زمان شخصى فرصت طلب که در کسوت لباس روحانى بود و مسجدى را در تهران اداره مى کرد، مدعى شد که من شخصا از طرف امام مأمورم و نوشته اى و یا پیغامى دارم که وجوه شرعیه مردم را به نفع فلسطینیها جمع و ارسال کنم. عده اى از دوستان در تهران از طرفى خوشحال بودند که امکان دست رسى با واسطه به امام فراهم آمده و این وجوه جمع آورى مى شود و به مردم فلسطین خواهد رسید و از طرفى هم تعجب مى کردند که چطور این شخص با وجود افراد دیگر انتخاب شده است. در صدد بر آمدند از امام سؤال کنند. جناب آقاى کروبى نامه اى نوشتند و توسط آقاى احسانى به نجف فرستادند. از امام سؤال کرده بودند: شخصى به این نام مدعى است که از طرف شما اجازه دارد کمکها را براى فلسطینیها جمع آورى کند. آیا واقعیت دارد؟

 

من نامه را خدمتشان بردم. امام نامه را خواندند و گفتند: «من این نامه را جواب نمى دهم؛ زیرا نام شخص در آن برده شده و ایشان با یکى از شخصیتهایى که در صراط مرجعیت است، در ارتباط مى باشد. طبیعى است با پاسخ منفى من هم این شخص و هم آن شخصیت روحانى در مسیر مرجعیت لطمه خواهند خورد و از حیثیت ساقط مى شوند. شما به صورت کلى سؤال طرح کنید که آیا کسى تا به حال از طرف شما دستورى براى جمع آورى کمکها داشته یا نه؟ من هم پاسخ خواهم داد.» حضرت امام تا این حد آینده نگر بودند و به آینده اصناف و نوع شخص یا شخصیتها حتى با چند واسطه در پاسخگویى به سؤالات هوشیارى داشتند.»

 

 

 

 

18. توطئه بزرگ

«قبل از واقعه 15 خرداد سال 1342 که رژیم شاه به دنبال بهانه هایى براى پرونده سازى علیه امام مى گشت، شخصى که خود را دیپلمات در لبنان معرفى مى کرد، با وساطت یک روحانى ایرانى با امام ملاقات کرد و اظهار داشت که از طرف جمال عبد الناصر مأمورم که مراتب سپاسگزارى و قدردانى ایشان را از مبارزاتى که علیه اسرائیل در ایران به عمل مى آورید، محضر شما ابلاغ کنم. ضمنا خدمت شما عرض مى کنم که رئیس جمهور جمال عبد الناصر آماده اند هر گونه کمک و مساعدتى که در این راه بدان نیازمند مى باشید، اعم از پول و اسلحه و غیره در اختیار شما قرار دهند و شما را در ادامه این راه مقدس تا رسیدن به پیروزى یارى دهند. امام پاسخ دادند: «مبارزات ما مربوط به امور داخلى کشور ماست و در انجام و ادامه آن به هیچ گونه مساعدت و دخالت دیگران نیازى نداریم.» بعدها که امام در زندان بودند، متوجه شدیم شخصى که خود را دیپلمات مصرى معرفى کرده بود، فرستاده رژیم شاه بوده که بدین وسیله مى خواسته بهانه اى علیه امام به دست بیاورد که با بینش و آگاهى امام توطئه خنثى شد.»

 

 

19. دقت در جزئیات

«بنده اول انقلاب سخنگوى دانشجویان پیرو خط امام بودم و در همان لانه جاسوسى پشت صفحه تلویزیون بارها با یک اورکت آمریکایى ظاهر مى شدم؛ اما متوجه این قضیه نبودم تا اینکه یک مرتبه امام فرموده بودند: «چیزى که ایشان مى پوشد، چیست؟ آیا ساخت وطن است؟» این چیزى بود که خود من متوجه نشده بودم، ولى امام تا این حد در مسائل دقیق بودند.»

 

 

20. پیش بینى وقایع

«در ایامى که وزیر امور خارجه بودم، پس از شهادت شهید رجایى و باهنر در شهریور سال 1360 خدمت امام رفتم و گفتم: براى اولین بار ما مى خواهیم در سازمان ملل شرکت کنیم. امام فرمودند: من با اصلش موافقم و مخالف نیستم؛ ولى پیش بینى کرده اید که آیا به شما اجازه مى دهند یا نه؟ گفتم: آنچه ظاهر امر نشان مى دهد، اطمینان آور نیست. امام فرمودند: مثلاً شما فکر کرده اید که اگر شما بروید پشت تریبون بایستید، ممکن است یک باره بلندگوها را خاموش کنند و شما را تحقیر بکنند؟ این نکته ها براى من تکان دهنده بود که تا این حد امام پیش بینى وقایع را مى کنند.»

 

 

21. مخالفت هوشیارانه

«زمانى بود که من اصرار داشتم امام بر کتاب حجاب مرحوم شهید مطهرى تقریظى بنویسند تا معلوم شود این کتاب مورد تأیید ایشان است و به این ترتیب، در جامعه خوب جا بیفتد؛ ولى امام با نظر من مخالفت کردند و فرمودند: اگر من تأیید کنم، کسانى که ایشان را تخطئه مى کنند، فعال تر مى شوند و مسئله جنبه سیاسى پیدا مى کند.»