تبلیغات
فجر آزادی - حریم امن!
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

حریم امن!

   نوشته شده توسط: ارژنگ    

جثه ای باریک و نحیف داشت، قدی کوچک و سری نسبتا بزرگ، اما قدرتی مافوق تصور!

خیلی ها از دیدنش به لرزه افتاده و مو بر بدنشان راست می شد. یک تنه صدها، هزاران و میلیون ها را حریف بود. موجودی کاملا بی رحم که به صغیر و کبیر رحم نمی کرد و گاه حتی شهری را ویران می کرد.

نامش کبریت بود.

بله، چوب کبریت با آن جثه ی ظریف و کوچکش آن چنان قدرتی دارد که همه می دانید. چه بسا ثواب های فراوان که در طول سالیان دراز عمر، با سختی و مشقت کسب کرده ایم و این "کثرت ما" را می فریبد.

خیلی ها گمان دارند که به خاطر داشتن چنین پشتوانه ی بزرگی از ثواب، گذشته ای نیکو و سال ها خوش نامی، از مکر شیطان لئیم و وسوسه های خطرناک او در امانند و از این رو گرفتار غفلت و غرور گشته و با گناهی کبریت گونه و تنها در لحظه ای کوتاه! همه آنها را به آتش کشیده و اثری از آن باقی نمی گذارند. یادمان نرود برای کبریت یک عدد کاه با یک میلیارد فرقی ندارد.

" پس تا از صراط نگذشته ای ایمن مباش"

 

پی نوشت: برگرفته از کتاب جرقه؛ آرامش جاویدان