تبلیغات
فجر آزادی - کانون های استعماری و پیدایش بابی گری در ایران
شنبه 2 اردیبهشت 1391

کانون های استعماری و پیدایش بابی گری در ایران

   نوشته شده توسط: ارژنگ    نوع مطلب :مقالات ،ادیان‌و فرق ،

کانون های استعماری و پیدایش بابی گری در ایران همواره فعالیت های منفعت طلبانه خود را در همه جهت و به ضرر کشور عزیزمان به کار بسته اند، چه در مسائل مذهبی مانند ایجاد فرقه های ضاله، چه در مسائل اقتصادی مانند اعمال تحریم های غرض ورزانه، چه در مسائل مربوط به تکنولوژی مانند عدم در اختیار قرار دادن تکنولوژی ها و استفاده منفی از تکنولوژی علیه ملت ایران و چه...

برخلاف نظر مورخینی چون احمد کسروی و فریدون آدمیت، که بابی گری اولیه را

جنبشی خودجوش و ناوابسته به قدرت های استعماری می دانند، پژوهش ها نشان می دهد که

پیوندهای اولیه علی محمد باب و پیروان او با کانون های معینی تأکید دارد که شبکه ای

از خاندان های قدرتمند و ثروتمند یهودی در زمره شرکای اصلی آن بودند. این تصویر،

بابی گری را از اساس و از بدو پیدایش فرقه ای مشابه با دونمه های ترکیه و

فرانکیست های اروپای شرقی جلو ه گر می سازد.

ارائه تمامی مستندات خود را درباره پیوند بابی گری اولیه با کانون فوق به فرصتی

دیگر موکول میکنیم و در اینجا تنها دو نکته را مورد تأکید قرار می دهم:

اول، حضور پنج ساله علی محمد باب در تجارتخانه دایی اش در بوشهر و ارتباط او

با کمپانی های یهودی و انگلیسی مستقر در این بندر و کارگزاران ایشان. اندکی پس از

این اقامت پنج ساله بود که باب در سال 1260 ق ./ 1844 م. دعوی خود را اعلام کرد و

با حمایت کانون های متنفذ و مرموزی به سرعت شهرت یافت. دوران اقامت باب در

بوشهر مقارن است با سال های اولیه فعالیت کمپانی ساسون (متعلق به سران یهودیان

بدل « امپراتوران تجاری شرق » بغداد) در بوشهر و بمبئی. ساسون ها در دهه های بعد در زمره دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای گرفتند. خاندان ساسون

بنیانگذاران تجارت تریاک ایران بودند و با تأسیس بانک شاهی انگلیس و ایران نقش

بسیار مهمی در تحولات تاریخ معاصر ایران ایفا نمودند.

دوم، ارتباط نزدیک مانکجی هاتریا، رئیس شبکه اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در

1890، با سران بابی و از جمله با شخص میرزا حسینعلی- ایران در سال های 1854

نوری (بهاء).

نقش شبکه زرسالاران یهودی و شرکا و کارگزاران ایشان در گسترش بابی گری و

بهائی گری را از دو طریق می توان پیگیری کرد:

اول، حرکت های سنجیده و برنامه ریزی شده برخی از دولتمردان قجر، به ویژه حاج

میرزا آقاسی صدر اعظم و منوچهر خان معتمدالدوله گرجی حاکم اصفهان، که به

گسترش بابی گری انجامید.

دوم، گرویدن وسیع یهودیان به بهائی گری که سبب افزایش کمی و کیفی این فرقه و

گسترش جدی آن در ایران شد.

حاج میرزا آقاسی ایروانی از رابطه بسیار نزدیک با جدیدالاسلا م های یهودی، به ویژه

اعضای خاندان قوام شیرازی، برخوردار بود و این گروه، از جمله حیدرعلی خان

شیرازی، در برکشیدن وی به مقام صدراعظمی ایران نقش اساسی داشتند. حیدر علی

خان مدتی مهردار عباس میرزا بود و از دشمنان قائم مقام.

قائم مقام در هجویه ای خطاب به عباس میرزا درباره نفوذ وی و حاجی میرزا آقاسی

در دستگاه ولیعهد چنین گفته است:

از آن دم کاین جهود بدقدم را بسط ید دادی

ترا زحمت پیاپی، درد و محنت دم به دم باشد

سپید نر که داری با سیاه ماده سودا کن

که باجی خوشقدم بهتر ز حاجی بدقدم باشد.

حاج میرزا آقاسی «حاجی بدقدم» کنیز عباس میرزاست. منظور از «باجی خوشقدم»

حیدرعلی خان شیرازی، از اعضای خاندان قوام شیرازی، است. «جهود بدقدم» و

صعود حاج میرزا آقاسی به صدارت ( 1260 ق .) مقارن با آغاز دعوت علی محمد

باب است. هما ناطق می نویسد:

باب مریدان نخستین خود را نه در میان ”جهال “ بلکه در ”طبقات بالای کشور“ یافت...

حاج میرزا آقاسی که جای خود داشت. باب از او به ستایش یاد می کرد.

بدیهی است حاجی به حقیقت آگاه است و می نویسد.

علیقلی خان اعتضادالسلطنه، شاهزاده فرهیخته و خوشنام قجر، حاج میرزا آقاسی را

مسبب گسترش نایره فتنه بابیه می بیند و می نویسد:

اما حاجی میرزا آقاسی هم چون صوفی بود و از علماء دینی و فقها، آن هم

علمای صاحب نفوذ اصفهان، دل خوشی نداشت، ابتدا بدش نمی آمد که باب مایه

وحشتی برای علما باشد.

 

عبدالحسین آیتی می نویسد:

در ابتدای پیدایش باب دو تن از دولتیان سوء سیاستی بروز دادند که هر یک از

جهتی خسارت کلی به این ملت وارد کرد و قضیه باب را کاملاً به موقع اهمیت گذاشتند:

اول، حاجی میرزا آقاسی به صورت مخالف؛

دوم، منوچهر خان

معتمدالدوله به صورت موافقت... شبهه[ای] نیست که اگر از طرف حاجی میرزا

آقاسی سختی و فشار و نفی بر باب و حبس و ارد نشده بود و بالعکس از طرف

معتمدالدوله (منوچهر خان خواجه) حاکم اصفهان پذیرایی و نگهداری به عمل

نیامده بود و قضیه باب به خونسردی تلقی شده بود، تا این درجه خسارت به مال

و جان و حیثیات مدنی و ملّی ایران وارد نمی شد.

آیتی این اقدامات را نتیجه سیاست خارجی قدرت های بزرگ می داند:

خلاصه این که برای این مسائل به عوامل خارجی معتقد شده، آن را نتیجه

یک نوع سیاست هایی که در دوره قاجاریه در ایران شایع شده بوده است.