تبلیغات
فجر آزادی - کانون های استعماری و بهائی گری – بخش اول
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391

کانون های استعماری و بهائی گری – بخش اول

   نوشته شده توسط: ارژنگ    نوع مطلب :مقالات ،ادیان‌و فرق ،

از سال 1868 میلادی که میرزا حسینعلی نوری (بهاء) و همراهانش به بندر عکا منتقل

شدند، پیوند بهائیان با کانون های مقتدر یهودی غرب تداوم یافت و مرکز بهائی گری در

سرزمین فلسطین به ابزاری مهم برای عملیات بغرنج ایشان و شرکایشان در دستگاه

استعماری بریتانیا بدل شد. به نوشته فریدون آدمیت:

... عنصر بهائی چون عنصر جهود به عنوان یکی از عوامل پیشرفت سیاست

انگلیس در ایران درآمد. طرفه اینکه از جهودان نیز کسانی به این فرقه پیوستند

و همان میراث سیاست انگلیس به آمریکائیان نیز رسیده...

این پیوند در دوران ریاست عباس افندی (عبدالبهاء) بر فرقه بهائی تداوم یافت. در

این زمان، بهائیان در تحقق استراتژی تأسیس دولت یهود در فلسطین، که از دهه های

1870 و 1880 میلادی آغاز شده بود، مشارکت جدی نمودند و این تعلق در اسناد

ایشان بازتاب یافت. برای نمونه، عباس افندی در سال 1907 (مقارن با انقلاب مشروطه در ایران)

به حبیب مؤید، که به یکی از خاندان های یهودی بهائی شده تعلق داشت، چنین گفت:

اینجا فلسطین است، اراضی مقدسه است. عنقریب قوم یهود به این اراضی

بازگشت خواهند نمود، سلطنت داوودی و حشمت سلیمانی خواهند یافت. این از

مواعید صریحه الهیه است و شک و تردیدی ندارد. قوم یهود عزیز می شود ... و

تمامی این اراضی بایر آباد و دایر خواهد شد. تمام پراکندگان یهود جمع

می شوند و این اراضی مرکز صنایع و بدایع خواهد شد، آباد و پرجمعیت می شود

و تردیدی در آن نیست.

در این دوران، عباس افندی با اعضای

خاندان روچیلد (درباره این خاندان فراماسونر در اینترنت تحیق کنید)،

گردانندگان و سرمایه گذاران اصلی در طرح استقرار یهودیان در فلسطین، رابطه داشت.

برای نمونه، حبیب مؤید می نویسد:

فلسطین در آن زمان جزء ایالت سوریه و بخشی از امپراتوری عثمانی بود

و هنوز به نام فلسطین خوانده نمی شد.

مستر روچلد آلمانی نقاش ماهری است. تمثال مبارک!!! را با قلم نقش درآورده

و به حضور مبارک آورد و استدعا نمود چند کلمه در زیر این عکس محض

تذکار مرقوم فرمایند تا به آلمانی ترجمه و نوشته شود...

در کتاب نظریه توطئه این سفر را چنین توصیف شده است:

1913 عباس افندی به اروپا و آمریکا سفری کاملاً - سفر سال های 1911

برنامه ریزی شده بود. بررسی جریان این سفر، و مجامعی که عباس افندی در آن

حضور یافت، نشان می دهد که کانون های مقتدری در پشت این ماجرا حضور

داشتند و می کوشیدند تا این ”پیغمبر“ نوظهور شرقی را به عنوان نماد پیدایش

<مذهب جدید انسانی>، آرمان ماسونی - تئوسوفیستی، معرفی کنند. این بررسی

ثابت می کند که کارگردان اصلی این نمایش انجمن جهانی تئوسوفی، یکی از

محافل عالی ماسونی غرب، بود... در این سفر تبلیغات وسیعی درباره عباس

افندی، به عنوان یکی از رهبران تئوسوفیسم، صورت گرفت؛ در حدی که ملکه

رومانی و دخترش ژولیا وی را به عنوان <رهبر تئوسوفیسم> می شناختند و به این

عنوان با او مکاتبه داشتند. عباس افندی در این سفر با برخی رجال سیاسی و

فرهنگی ایران - چون جلال الدوله پسر ظل السلطان، دوستمحمد خان معیر الممالک

داماد ناصرالدین شاه، سید حسن تقی زاده، میرزا محمد خان قزوینی، علیقلی خان

سردار اسعد بختیاری و غیره ملاقات کرد. این ماجرا، که حمایت کانون های

عالی قدرت جهان معاصر را از بهائی گری نشان می داد، بر محافل سیاسی عثمانی

و مصر نیز تأثیر نهاد و عباس افندی پس از بازگشت از این سفر وزن و اهمیتی

تازه یافت.