تبلیغات
فجر آزادی - بهائیت و پهلوی
جمعه 2 تیر 1391

بهائیت و پهلوی

   نوشته شده توسط: ارژنگ    

بسم الله الرحمن الرحیم

در زمان پهلوی بالاخص پهلوی دوم بهائیت رشد بسیار داشت و فرصتی پیدا کرد تا جمعیت خود را سه برابر کند و در دستگاه دولتی و شاه نفوذ فراوان بکند. رییس رادیو تلویزیون وقت دکتر شاه قلی، وزیر بهداری، وزیر آموزش و پرورش و... هویدا نخست وزیر و بسیاری دیگر بهایی بودند و به سفارش اربابان و شاه در همه امور دخالت داشتند.

در میان ملت، روحانیت و مذهبیون کشور به مقابله با بهائیت پرداختند از جمله آقای فلسفی (خطیب معروف) با اجازه حضرت آیت الله بروجردی علیه بهائیت شروع به سخنرانی میکند و حتی از رادیو پخش میشود (سخنرانی ایشان چنان تأثیر می گذارد که تیمسار باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش کلنگی را بر روی شانه اش گذاشت و به سوی مرکز بهائیت در تهران حرکت کرد و آن جا را تصرف و سپس تخریب کرد).

علماء نیز از جمله امام خمینی(ره)، پس از فوت آیت الله بروجردی به صورت فعال از سال 1340 شمسی با مشارکت فعال در اعتراض علیه لایحه انجمن ولایتی و ایالتی در صحنه حضور پیدا کرد و در مواقع مختلف برای آگاهی دادن مردم علیه بهائیان اقدام نمودند، از دیگر معترضین بهائیت در کشور، مرحوم شیخ محمود (ذاکر زاده) تولایی معروف به شیخ محمود حلبی بود. او از اعضای فعال انجمن تبلیغات اسلامی مشهد بود و مأموریت یافت دربارة فرقه بهائیت تحقیق کند. ایشان در سال 1335 اقدام به تشکیل انجمن خیریه حجتیه مهدویه کرد[1] و برخی دو علت برای تأسیس آن عنوان کرده اند:

 

1. دوست و همکار حلبی به نام سید عباس علوی که همراه او مأمور برای تحقیق در مورد بهائیت مورد شده بود، جذب بهائیت شده و از مبلغان آنان گشت؛

2. مرحوم حلبی در سال 32 مدعی بود که امام زمان ـ علیه السّلام ـ به او امر فرمودند که گروهی را برای مبارزه با بهائیت تشکیل بدهد.

 

هدف از تشکیل انجمن

اصلیترین و عمدهترین هدف، فعالیتهای فرهنگی برای پیشگیری از تبلیغ و ترویج بهائیت و منزوی نمودن بهائیان در جامعه و دعوت به دین مبین اسلام بود.

 

کارگردانان انجمن

الف. شیخ محمود ذاکر زاده تولایی معروف به شیخ محمود حلبی؛

ب. سید رضا آل رسول؛

ج. سید محمد حسین عصار؛

د. سید حسین سجادی؛

هـ . غلام حسین حاج محمد تقی تاجر.

 

عمده ترین نیروهای انجمن معلمان و افراد باسواد بودند به علت حساسیت رژیم شاه، روحانیون کمی در این انجمن حضور داشتند و یا این که چون مرحوم حلبی مخالف سرسخت فلسفه بود اعضای انجمن را از غیر روحانی انتخاب میکرد.

 

انجمن از بعد تشکیلات

تمام دوره های آموزشی خود را که شامل 4 دوره مقدماتی و یک دوره نهایی میشد بر مبنای بهائیت برنامهریزی کرده بود: 1. تاریخچه تشکیل بهائیه و بابیه؛ 2. قائمیه و رد اشکالات در مورد حضرت مهدی (عج)؛ 3. خاتمیت و رد اشکالات در مورد خاتمیت دین اسلام؛ 4. ردّیه بر اصول 12 گانه بهائیه و به اصطلاح خودشان منشور بهائیت. در پایان هم دوره ای ویژه مدرسین بود.

 

افکار و عقاید انجمن

1. با توجه به تبصره 2 از ماده دوم که در سال 1335 تدوین و تصویب شد به هیچ وجه انجمن در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت چون که دخالت در سیاست زیبنده پیشوایان دینی نیست.

2. مرحوم کلبی تأکید میکرد که دشمن اصلی اسلام بهائیت است. و امروز تکلیف شرعی و دینی همه ما آن است که با بهائیت مبارزه کنیم.[2]

3. قبل از امام زمان (عج) هر پرچمی که بلند شود در ضلالت است و به شکست میانجامد (تمسک به روایات رأیت) باید منتظر بود تا خود حضرت بیایند.

4. تشکیل حکومت خالص در زمان امام مهدی (عج) است: استناد به روایت امام صادق ـ علیه السّلام ـ که میفرماید: "ما خرج و لا یخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا اصطلمة البلیة و کان قیامه زیادة فی مکر و هنا و شیعتنا".[3]

5. باید گناه و ستم و معصیت به اوج خود برسد تا زمینه قیام آن حضرت فراهم شود و حضرت بیایند.

6. جهاد در دوران غیبت معنا ندارد، گفتار مرحوم حلبی: شیعه میگوید در عصر غیبت امام زمان (عج) جهاد نیست چرا و پاسخ میدهد چون که حاکم اسلامی باید معصوم باشد مصداق پیدا نکرده است.[4]

 7. تقیه را در مقابل مبارزه قرار میدادند و معتقد بودند که مبارزه هدر دادن نیروهاست.[5]

 8. در عصر غیبت تمام مسئولیتها و وظایف یک انسان مسلمان، انتظار است و ندیدن امام معصوم از بزرگترین مصیبت هاست.

9. بهاییها وجود امام زمان (عج) را منکرند، انجمنیها آثار وجودی حضرت را نفی میکنند.[6]

10. یکی دیگر از برخوردها و روشهای انجمن که پس از پیروزی انقلاب و حتی هم اکنون به آن دامن میزنند بحث اختلاف شیعه و سنی است.[7]

 11. فلسفه را نوعی بدعت و ورود فلسفه یونان را به اسلام از طرحهای استعماری میدانند.[8]

 12. هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودی ندارد بلکه مایه نیرومندی وپیشرفت بهائیها خواهد و پیوسته این اندیشه را پراکنده میساختند که مبارزه با زورمندان و قدرتهای جهانی ویژه حضرت مهدی (عج) است[9] و قرآن با صدای رسا اعلام می دارد که خود را به دست خویش هلاک نکنید. و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه.

13. خود را از علما و فقها، اسلام شناستر، آگاهتر، عالمتر و دلسوزتر برای اسلام میدانستند.[10]

14. رهبر و ولی و حاکم جامعه فقط باید معصوم باشد، عدالت تنها کافی نیست، عصمت هم می خواهد.[11]

 

اصول سه گانه:

1. خودداری از تعرض به شاه؛

2. خودداری از تعرض به آمریکا و اسراییل؛

3. خودداری از تعرض به مسایل سیاسی.

 

روش برخورد شاه با انجمن

حکومت از آنها حمایت میکرد زیرا از یک سو کاری به سیاست نداشتند و خطری برای رژیم به حساب نمیآمدند و از طرفی نیز میتوانستند بستری برای مبارزه با رشد کمونیسم باشند.[12]

 

مرحوم حلبی میگفت شاه از همه سلاطین قبلی با عفتتر است[13] و در سال 1357 که مردم فوج فوج در خون خویش غوطه ور بودند انگشتری را که روی سطح آن نوشته بود یدالله فوق ایدیهم برای سلامت شاه ارسال کرد.[14]



پی نوشت ها :

 [1] . روزنامه جمهوری اسلامی ایران، 9 آبان 1381 ولی آقای طاهر احمد زاده در نشریه چشم انداز ایارن صفحه اول، ش دوم، 1378 سال تأسیس انجمن را 1336 به بعد میگوید.

 [2] . کتاب نهضت امام خمینی، ج 3، سید حمید روحانی، ص 134.

 [3] . در شناخت حزب قاعدین، ص 40، روزنامه اعتماد، ص 3، سال 1381، 6 آبان.

 [4] . پگاه، ش 71، 4 آبان 1381.

 [5] . در شناخت حزب قاعدین، ص 44.

 [6] . کیهان، 26 / 10 / 68.

 [7] . روزنامه اعتماد، ص 3، سال 1381، 6 آبان.

 [8] . روزنامه اعتماد، ص 3، سال 1381، 6 آبان.

 [9] . نهضت امام خمینی، ج 3، حمید روحانی، ص 134.

 [10] . همان، ص 137.

 [11] . شناخت حزب قاعدین، ص 118.

 [12] . روزنامه اعتماد، دوشنبه 6 آبان، 1381، ش صفحه 3 ضمیمه.

 [13] . شناخت حزب قاعدین، ص 239.

 [14] . همان، ص 239.

منبع: جنبش مصاف